درک کویت، محبوب، آندرریتد و درخشان در بازیهای بزرگ
خانه / مقالات / درک کویت، محبوب، آندرریتد و درخشان در بازیهای بزرگ
درک کویت، محبوب، آندرریتد و درخشان در بازیهای بزرگ

درک کویت

هنگامی که تابستان 2006 از راه رسید، رافا بنیتز، سرمربی وقت لیورپول، به دنبال یک مهاجم درجه یک که خط حمله قرمزها را بیمه کند می گشت. با حضور میلان باروش و جبرئیل سیسه لیورپول دو مهاجم خوب اما با قابلیت های محدود را در اختیار داشت که اگرچه نقش خود را در موفقیت و قهرمانی لیگ قهرمانان 2005 ایفا کرده بودند اما با آنچه بنیتز مد نظر داشت فاصله بسیاری داشتند.

درحالی که حضور فرناندو مورینتس و رابی فاولر، روز به روز کمرنگ تر می شد، لیورپول پیتر کراوچی را به خدمت گرفت که یک نیم فصل و تا کریسمس برای زدن نخستین گلش با پیراهن لیورپول منتظر ماند.

سرانجام پس از جام جهانی 2006، مهاجم وقت لاله های نارنجی، درک کویت با آمار 118 گل در 195 بازی برای فاینورد، غول هلندی آن زمان به لیورپول پیوست. خرید او، زمانی که لیورپول ناامیدانه تلاش می کرد تا پا به پای چلسی بی رحم مورینیو و منچستر آماده فرگوسن حرکت کند باریکه نوری در تاریکی مطلق بود.

امید این بود که کویت، آماری مشابه فاولر را در خط آتش تیم به ثبت برساند، جور تهاجمی تیم بنیتز را به دوش بکشد و انتظار 16 ساله قرمزها را برای قهرمانی خاتمه دهد. در حقیقت اما طولی نکشید که با تفاوت عجیب و غریب آمار گلزنی اش در مقایسه با لیگ به مراتب ضعیف تر هلند، مشخص شد مرد هلندی هرگز به چنین بازیکنی تبدیل نخواهد شد.

باگذشت زمان بنیتز فشار را از روی کویت برداشت و او را به جای مرکز خط آتش کمی عقب تر و متمایل به سمت راست میدان داد (جایی که به مراتب تعداد گل های کمتری زده و گل های بیشتری ساخته می شد). در این شرایط بود که کویت خودش را پیدا و خاطرات نمایش بی نقص ری کندی در سمت چپ لیورپول در دهه 1970میلادی را زنده کرد.

درک نه سرعت بالایی داشت و نه دریبل زن قهاری بود. اما او با هوش فوتبالی بالایش، جایگیری های دقیقش و فرصت طلبی قابل توجهش تبدیل به یکی از محبوب ترین بازیکنان لیورپول شد. 

اگر دوندگی و تلاش بی وقفه اش در زمین برای تیمش که او را از دیگر بازیکنان متمایز می کرد را فاکتور بگیریم، موهای فر، بلند و بلوندش کاری می کرد که اصلا امکان نداشت این مهاجم-وینگر دوست داشتنی را در زمین گم کنید.

اگر لیستی از موثرترین بازیکنان لیورپول در 20 سال گذشته تهیه کنیم، کویت می تواند در کنار کاپیتان محبوب، فراموش نشدنی و تکرار نشدنی تیم، استیون جرارد، یکی از اسامی بالای این لیست باشد.

کویت بازی ها به یادماندنی کمی با پیراهن لیورپول ندارد. یکی از این بازی ها، به فصل 2007/08 و دیدار خارج از خانه مقابل اورتون بازمی گردد. دیداری که دقیقا زیر ستون انتظاراتمان از یک دربی قرار می گیرد. اورتون ابتدا با گل بخودی سامی هیپیا در دقیقه 38 پیش افتاد. سپس در 53امین دقیقه بود که سرنگونی استیوی جی در محوطه جریمه رقیب سنتی، منجر به اخراج تونی هیبرت شد تا کویت از روی نقطه پنالتی حساب کار را 1-1 کند. کویت سپس درحالی که با یک تکل خشن روی پای فیل نویل رفت تنها با کارت زرد کلاتنبرگ جریمه شد. سپس در دقیقه 1+90، نویل با مهار ضربه لوکاس لیوا از روی خط دروازه، دومین اخراجی تافی ها لقب گرفت تا کویت، با گل کردن دومین پنالتی اش کامبک شاگردان بنیتز را تکمیل کند.

این دو پنالتی، پایه های دو گل از پنج گل کویت در مقابل آبی های مرسی ساید در 11 دیداری که مقابل این تیم به میدان رفت را بنا ساخت تا ثابت کند راه گل زدن در دربی مرسی ساید را خوب بلد است.

هتریک سال 2011 در آنفیلد مقابل منچستریونایتد نیز قطعا جای ویژه ای در قلب لیورپولی ها خواهد داشت.

تقریبا یک سال بعد بود که دو تیم بار دیگر و این بار در اف ای کاپ به مصاف هم رفتند. شاگردان فرگوسن که این بار برای انتقام و حذف رقیب دیرینه پا به آنفیلد گذاشته بودند باز هم با مهمان نوازی کویت مواجه شدند. در حالی که بازی تا دقیقه 88، 1-1 مساوی دنبال می شد، شروع مجدد رینا را کرول با ضربه سر به کویت رساند تا او بار دیگر نقش اول شکست رقیب در زمین خانگی لقب بگیرد. فراموش نکنیم که چلسی، آرسنال، تاتنهام و من سیتی نیز نتوانستند مقابل خشم کویت ایستادگی کنند.

در اروپا هم کویت تفاوتی نداشت. او در لیگ قهرمانان 2007، ابتدا در نیمه نهایی، پنالتی پیروزی بخش تیم مقابل چلسی را به ثمر رساند تا برای دومین بار در سومین سال پیاپی به فینال راه پیدا کنیم و همچون دو سال گذشته، در مقابل میلان قرار بگیریم. در فینال هم مرد هلندی اگرچه تک گل تیمش را وارد دروازه دیدا کرد اما این گل دقیقه 89 او، برای مقابله با دبل اینزاگی کافی نبود.

یک سال بعد، در مرحله یک هشتم لیورپول به دیگر تیم میلانی ایتالیا، اینترمیلان خورد. بازی رفت در آنفیلد علی رغم اخراج ماتراتزی تا دقیقه 85، 0-0 مساوی دنبال می شد. کویت بار دیگر از راه رسید و گل برتری را زد تا هواداران حاضر در جایگاه کوپ سر از پا نشناسند. این گل کویت را پشت استیوی جی، دومین گلزن برتر لیورپول در چمپیونز لیگ قرار داد (در حال حاضر کویت پس از جرارد، صلاح، مانه و بابی فیرمینو پنجمین گلزن برتر تیم در ادوار لیگ قهرمانان است). استیوی در دقیقه نود گل دوم را زد و در بازی برگشت هم تک گل تورس، لیورپول را راهی مرحله بعد کرد.

شاید اگر در فینال لیگ کاپ 2012، گل دقیقه 108 اش مقابل کاردیف، بی جواب می ماند و بن ترنر در دقیقه 118 بازی را به پنالتی نمی کشاند، یک گل پیروزی بخش که منجر به قهرمانی شده بود هم در کارنامه کویت دیده می شد. البته که در ضربات پنالتی (که با برتری 3-2 لیورپول همراه بود) کویت پس از پنالتی خراب کردن استیوی و آدام، پنالتی خود را گل کرد تا به بازی برگردیم.

متاسفانه در نهایت این پیروزی در ضربات پنالتی، تنها مدال قهرمانی کویت با پیراهن لیورپول را به دنبال داشت. به همین دلیل اعطای لقب افسانه به او کمی اقرار آمیز است اما او در طی 6 سال حضورش در لیورپول از جان مایه گذاشت تا زیر نظر بنیتز یکی از برترین دوران فوتبالی اش را پشت سر بگذارد.

هوش فوتبالی اش به او این امکان را می داد تا نهایت استفاده را از قابلیت های هم تیمی هایش به کار گیرد و چه هنگام کار با توپ و چه در بازی بدون توپ فوق العاده بود.

این بدان معنا نیست که او به خودی خود از نظر فنی ضعیف بود، هر چه نباشد، کویت 104 بازی ملی را در کارنامه خود دارد. اما محدودیت هایی که داشت، مثل فیزیک بدنی اش که متناسب با فوتبال فیزیکی انگلستان نبود، مانع از این شد که از او به عنوان یک بازیکن کلاس جهانی یاد شود.

کویت با 285 بازی و ثبت 71 گل و 40 پاس گل لیورپول را ترک کرد اما چیزهای بسیار زیادی نسبت به آمارش به جا گذاشت.

او می دانست بازی با پیراهن لیورپول چه معنایی دارد. با هواداران نزدیک بود و به اصطلاح خاکی بودنش باعث شد خیلی راحت در دل طرفداران جا پیدا کند. کویت شاید اگر در زمان کلوپ و در این لیورپول بازی می کرد، کار سختی برای حضور در ترکیب ابتدایی تیم داشت اما قطعا یک بازیکن در اختیار تیم لقب می گرفت که در بدترین شرایط به عنوان یک ذخیره قابل اعتماد برای خط حمله یا پست های دیگر کار خود را دنبال می کرد.

به طور مثال، پس از جدایی از لیورپول، او در جام جهانی 2014، مدافع راست تیم ملی کشورش بود و موفق به پیشروی تا نیمه نهایی جام جهانی و کسب رتبه سوم این مسابقات نیز شد. سپس در حالی که سالیان آخر دوران ورزشی اش را سپری می کرد، در فاینورد در پست شماره 10، یک گلزن قهار بود و توانست به حسرت قهرمانی تیمی که سکوی پرتابش بود کمک کند.

اکنون و پس از فعالیت به عنوان کمک مربی در فاینورد و کوییک بویز (باشگاه کودکی اش) او به عنوان مربی فعالیت می کند و تمایل خود را برای بازگشت به آنفیلد، در صورت انتصاب جرارد به عنوان سرمربی تیم در سال های آتی را ابراز کرده است.

از بسیاری جهات او جیمز میلنر نسل خود بود. همیشه تیم را به جلو هل می داد، در هر پستی که به کار گرفته شد بهترین عملکردش را به جا گذاشت و اعتماد به نفس قابل توجهی از روی ضربات پنالتی نشان می داد.

اشتراک گذاری :